گمان کنم دیگر نباید فرفری را بیاورم سرکار،  آبرو ریزی می کند . مثلا چه؟ مثلا این که امروز جلوی یک همکار سن بالای متشخص مذهبیمان ، اول که هی پیچ و تاب خورده و مانتوی کوتاهش را هی کشیده پایین تا یادش آمده که طرف از کربلا آمده.  فکر کرده و گفته :" رسیدن قبول ... زیارت قبول"

بعد یادش افتاده که دو تا جمله نباید انقدر شبیه هم می شدند و دوباره از اول گفته:" رسیدن بخیر!  زیارت باشید!! ...بخشید نشد در خدمت باشیم ( لابد به جای نشد خدمت برسیم)

طرف ماخوذ به حیا بود که نه تنها نخندید بلکه گفت "در عوض ما  براتون دعا کردیم خانوم "

کاملا واضح و مبرهن است برای چه دعا کرده...