شومی جان اسم خانه مان است . یک خانه کوچک در طبقه سوم یک ساختمان ژیگولی در یک منطقه معمولی. شومی جان آسانسور ندارد. یک اتاق دارد و یک" شومینه" و همین برای من تمام دنیاست.

 

عصرها فرفری بدون من میرود کنار شومی جان می نشیند موهایش را می سپارد به هرم گرما . آنوقت من کجایم؟ من در راه خانه . هنوز مانده تا من و سیبیلو هم خانه شویم .

البته عِفی  هم خانه ست. عِفی خانم عفریته درون همه ی دختر هاست که وقتی حرص میخورند بیرون می آید و آتش به پا می کند . عِفی خانم من ،  فقط دهن کجی میکند آن هم طوری که کسی نبیند .

حالا عفی خانم که عاشق شومینه ست می رود می نشیند روی صندلی. خودش را تاب میدهد و نمیگذارد فرفری موهایش را گرم کند . باید زودتر اسباب کشی کنم...